گون=خورشید
گون ،گوندیز=روز
بوگون=امروز
دونَن=دیروز
صابا=فردا
ایسیرن=پریروز
بؤرگون=پس فردا
آلتْاکی بورگون=فردای پس فردا
گون اُرتا=وسط ظهر
اوباشتان=هنگام سحری قبل از طلوع آفتاب
گون چخاندا=هنگام طلوع آفتاب
گون باتاندا=هنگام غروب آفتاب
گون توتولاندا=آفتاب گرفتگی
گونی=محل آفتاب گیر
قوزی=محلی که آفتاب گیر نیست
گونه باخان=آفتاب گردان
گونین ایستی سی=گرمای خورشید
کؤلگه=سایه
گونین اشیقی=روشنایی آفتاب
گوندَ=هر روز
گون تکین= مانند خورشید
گون گورمین=خورشید ندیده به کسانی می گویند که روز خوش ندیند و سختی های زیادی کشیده اند.
یاخچی گون=روز خوب
پیس گون=روز بد
قاراگون=روز سیاه -کنایه از روز های تلخ است.
آق گون=روز سفید-کنایه از روز های خوش است
حیساب گونی=روز حساب
قیامت گونی=روز قیامت
گون گور ممیش=خورشید ندیده کنایه از کسی که روز خوش ندیده است.
جومعه گونی=روز جمعه
گون نَر=روز ها
لغتنامه دهخدا
روز.
(اِ) در پهلوی رُچ ، پارسی باستان رئوچه ، اوستا رئوچه ، هندی باستان رچیش ، ارمنی لئیز کردی روژ ، افغانی ورَج بلوچی رُچ و رُش ، وخی رئوج ، گیلگی روز ، فریزندی و یرنی و نطنزی رو ، سمنانی رو و روژ ، سنگسری روژ سرخه یی روز لاسگردی روز و رو شهمیرزادی رو و روز اورامانی رو . (ازحاشیه ٔ برهان قاطع چ معین )
روز /ruz/ فرهنگ فارسی عمید
(اسم، قید) [پهلوی: roč] ‹روج› ۱. [مقابلِ شب] زمان میان طلوع تا غروب آفتاب که هوا روشن است. ۲. وقت؛ زمان. ۳. هر ۲۴ ساعت؛ شبانهروز.
ما به کسی که چشمش چپ است "چِر" می گیم ..
در ترکی مثلی هست که میگه
بیر گوزی آلما دری ...بیرگوزی سبده سالیه
ترجمه:یک چشمش سیب می چینه و چشم دیگرش به سبد می اندازه
یا
بیر گوزی داغا باخی بیرگوزی باغا
یه چشمش به کوه نگاه می کنه یه چشمش به باغ
برچسبها: گون, خورشید ترکی
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اسفندیارآقاجانی |
برچسب: گون,خورشید,ترکی,
نویسنده: سام صادقی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 6:47